تبليغاتX
منم عمار،همون بچه بسیجی

                           منم عمار،همون بچه بسیجی

گر فتنه بارد بر کشورم؛آتش ببارد بر پیکرم؛تا پای جانم با رهبرم


                         برای قاسم که صفات خود و خانواده خود را به


من داد


برای من مهم نیست که از نوشته هایم ناراحت می


شوی مهم این است که نوشته هایم بوی خیانت به


اهل بیت؛رهبری و مردم را نمی دهد.


آقای قاسم یا هر کس دیگری مانند شما،متاسفانه


شما در جبهه ای قرار گرفتی که بر آن منطق


فحش،هوچی گری و ترور شخصیتی حاکم است؛پس


در حدی نیستی که من و امثال من جوابت را بدهیم.


فقط می گویم تا شرک هست،ما هستیم و تا آخرین


قطره خون می جنگیم.


...باشد که خداوند تمام گمراهان را هدایت کند


ومن الله توفیق






نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 توسط سالار همتی



باز هم انتخابات و دم زدن کاندید ها از مردم برای جمع


کردن رای.باز هم دادن برنج و روغن مجانی به مردم و


بازهم پیروی و حمایت از خط رهبری تا جایی که به نفع


کاندید ها باشد.


ولی جای تعجب اینجاست که چرا بعضی مسوولان


برای انتخابات حتی عقایدشان را هم زیر پا


میگذارند؛مثلا چرا هر وقت به انتخابات نزدیک میشویم


گشت ارشاد جمع میشود و وضع حجاب بسیار بد


میشود؟


آیا انتخابات انقدر مهم است که مسوولان عقایدشان را


زیر پا میگذارند؟


چرا در زمان انتخابات همه جور آزادی داریم؟از رقص و


پایکوبی در خیابان به اسم حمایت از کاندید ها گرفته تا


بد ترین توهین  ها به ولایت فقیه.


اما آنهایی که رای می دهند بدانند قبل از اینکه به


شخص رای بدهند در نظر داشته باشند که مشروعیت


نظام رای دهند؛حتی آنهایی که کاندید مورد نظرشان رد


صلاحیت میشود؛بدانند ما در این انتخابات قبل از هر چیز


باید مشروعیت نظام را به جهان نشان بدهیم.


بالاخره این انتخابات تمام میشود و یک نفر برنده و یک


نفر بازنده میشود،فقط امیدوارم بازنده اصلی مردم


نباشند.



           

                      بی ربط به موضوع:


دلم می سوزد برای گلشیفته(بهتر است بگوییم خود


شیفته)بعضی ها برای گدایی محبت چه کار هایی که


نمیکنند.


چه خوش گفت فرج ا... سلحشور که:کسی که نان


توده و مارکسیست را خورده باشد بهتر از این نمیشود.


بهتر است برای دیدن مستند خودشیفته به سایت


آپارات مراجعه کنید


ومن الله توفیق




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط سالار همتی



ای اجل این چند روزه دور ما را خط بکش


                                                                   وعده ما عصر عاشورا کنار قتلگاه




شاید الان برای نقد نوشتن بر این بازی دیر شده باشه ولی خب بالاخره


باید نوشت.


سری بازی های بتلفیلد کلا اهداف جنگ طلبانه آمریکا رو دنبال میکند؛اما


خب نکته جالب در این سری بازی حمله نظامی آمریکا به ایران و گرفتن


تهران است؛اگر چه در واقعیت یک رویا است اما متاسفانه در دنیای مجازی


توانسته اند و ما بی کار نشسته ایم بعضی ها هم با خوشحالی آن را


بازی میکنند(مثل خودم)!!!!!!!!!!!!!!


با اینکه این بازی در ایران ممنوع  است اما اگر هر که بخواهد میتواند به


راحتی آن را تهیه کند.


اما به نظر من راهکار مقابله با آن ممنوع کردن آن نیست و حتی بهتر


است آزاد باشد تا مردمی که مقلد آمریکا هستند هم بدانند که چه


شیطان بزرگی است.


اکثر مردم ما بر این باور هستند که جنگ فقط این است که به ایران بمب


بزنند به تهران و خانه هارا خراب کنند ولی باید این رو قبول کرد که این هم


یک جنگ است که تاثیرش هم بیشتر است و آمریکا بدون هیچ مشکلی


ایران را گرفت.


تنها راهکار مقابله هم این است که ما هم مثل آنها بازی بسازیم و به


آمریکا حمله ببریم.


ما در کشور بازی سازان خوبی داریم اما متاسفانه آنها وقت خود را صرف


ساخت بازی های بسیار سخیف و بی محتوایی همچون شیطنت های


علیمردان خان و.... میکنند که باعث خنده همه میشود.


به امید روزی که تمام بازی سازان ما جمع شوند و بازی در حد بتلفیلد


بسازند و به آمریکا حمله کنند.


ومن الله توفیق...........




نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1390 توسط سالار همتی



آقای شجریان شما با خواندن شعر(از خون جوانان وطن..)

معروف و محبوب شدی


ولی آقای شجریان چه شد که روی خون لاله ها وطن

قدم گذاشتی؟به خاطر عکس گرفتن با گوگوش؟ یا به

خاطر مجری های من و تو و یا حتی به خاطر این که

عکس شما در شبکه بی بی سی به روی آنتن برود؟به

چه دلیل خود فروشی کردی؟


وقتی یکی از سایت ها خطاب به شما گفت پست تر از

ساسی مانکن بنده ناراحت شدم اما با کار های

درخشانی که انجام دادی از ساسی مانکن که هیچ

از... هم پست تری.......


من به شما پیشنهاد می کنم برای اینکه نشان دهی

خیلی روشنفکر و مخالف حکومت هستی یک

همخوانی با خانم گوگوش انجام بده تا خودت را در بین

اپیزیسیون خارج نشین محبوب تر کنی.


آقای شجریان یعنی اقلیت اپیزیسیون خارج نشین آنقدر

ارزش داشت که به خاطرش همه چیز خود را فروختی؟


آقای شجریان من نمی گویم که عکس گرفتن با فلان

خواننده زن لس آنجلسی عیب است چون بر اساس

عقاید شما روشنفکری هم محسوب می شود ولی

فقط و فقط دلم سوخت چون لاله های

وطن خونشان برای شعائر اسلامی ریخت اما شما  با

آنها معروف شدی!!!!


یدالله فوق ایدیهم

عکس های شجریان با گوگوش و




نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390 توسط سالار همتی



بیوگرافی


شهید عبدالحمیددیالمه در اردیبهشت


سال1333 در تهران به دنیا آمد و پس از


گذراندن تحصیلات متوسطه پا به حوزه


های علمیه نهاد و به شاگردی استاد


مطهری پرداخت و در زمینه های پزشکی


هم دکتری داروسازی داشت.


و سرانجام در 7 تیر ماه سال1360 به


شهادت رسد.


شهید دیالمه در آخرین جلسه حضورش در


حزب جمهوری اسلامی اعلام میکند که به


دلیل امنیت نداشتن در جلسات این حزب


شرکت نمیکند. اما از آنجا که تنها یک


هفته به جلسه رای اعتماد به موسوی


باقی مانده با کیفی پر از اسناد علیه


موسوی در جلسه حاضر میشود اما با


انفجار بمب در دفتر حزب شهید دیالمه این


فرصت را پیدا نمیکند که این اسناد را به


شهید بهشتی ارایه دهد.


اما نکته جالب این است که به گفته


جانبازان این حادثه شهید دیالمه در


صندلی های انتهایی حزب نشته و بمب


در اوایل سالن منفجر شده و حتی شهید


دیالمه تا ساعاتی زیر آوار زنده بود و به


کیف حاوی اسناد آسیبی نرسیده است.


اما کیفی که به خانواده شید داده میشود


فقط حاوی قرآن جیبی کوچکش بوده!!!!!


در راستای تحقیق در مورد چگونگی خالی


شدن کیف و ربودن اسناد تنها یک سرنخ


وجود دارد که باید در این زمینه توضیح


بدهد.


هادی غفاری,تنها سرنخ گم شدن اسناد


بر اساس مصاحبه ای که در سال61با


شاهدان عینی انجام پذیرفته,هادی


غفاری(آن شب در یک مسجد جنوب شهر


سخنرانی داشته)آن شب حدود نیم


ساعت بعد حادثه در دفتر مرکزی حزب


جمهوری اسلامی در سرچشمه حاضر


شده و اسناد و مدارک محرمانه ای که از


شهدا و مجروحین به جای مانده بود,جمع


آوری و محافظت می نمود(مجله


سروش5\4\1361)


یکی دیگر از شاهدان حادثه در مصاحبه


ای که با نویسنده انجام داد بیان داشت


هادی غفاری کیف ها را به ساختمانی


دیگر از حزب جمهوری برده و آن ها را در


کمدی گذاشته و آن را قفل کرده!!!


جالبتر آن که در فیلمی که از لحضات آوار


برداری موجود است,هادی غفاری با در


دست داشتن کیفی که از زیر آوار به


دست آمده,دیده می شود که خود شاهد


دیگری بر جمع آوری کیف ها توسط وی


است.


آیا بهتر نیست هادی غفاری درباره اینگونه


اینگونه ابهامات در کارنامه اش توضیح


دهد و سپس بزرگان را دعوت به مناظره


کند؟؟


در هر حال,با توجه به آن که کیف شهید


دیالمه به صورت سالم به خانواده آن


شهید پس داده شد و محتویات مهم آن


راجع به موسوی مفقود شده بود,اینها


نشان میدهد که کیف تا لحظه پس داده


شدن در دست نیروهای به ظاهر انقلابی


بوده و توسط ضد انقلاب به سرقت نرفته.



و این نشان از یک سند ربایی عامدانه و


آشکار دارد که با قرار دادن آن در کنار


ماجرای ربوده شدن اسناد شهید آیت


درباره موسوی میشود به وجود یک شبکه


نفوذی که جهت حفظ مهره هایش بسیار


فعال بوده پی برد,شبکه ای که تبعا


میتوانسته از وجود برخی شخصیت های


جنجالی و غیر متعادل مانند هادی غفاری


نیز سود ببرد.


شاید اسناد شهید دیالمه علیه موسوی


نیر در کنار اسلحه هایی جاسازی شده


باشد که هادی غفاری برای روز مبادا


پنهان نموده!!!!


در هر حال پرونده این سند ربایی همچنان


باز است.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 توسط سالار همتی



                           به نام خدا

روشنفکری در ایران تعریف مشخصی ندارد یعنی هر

کس حوصله اش


سر میرود میگوید من روشنفکرم!!!!!

در ایران اکثرا به کسانی که مخالف حکومت هستند

میگویند روشنفکر!



حالا کاری هم نداریم که آن شخص سواد دارد یا نه

متاسفانه بسیاری از روشنفکران ایران فقط به صرف

اینکه مخالف حکومت


هستند روشنفکر هستند واغلب آنها هیچ سواد

دانشگاهی ندارند


البته در ایران برای روشنفکر شدن نیازی به سواد

نیست!!!!


یعنی اینکه اگر شما 1 بسته سیگار بهمن داشته

باشی دیگه تمومه روشنفکر شدی!!!!


البته اگر زنی باید بدون حجاب باشی و سیگار بهمن رو

تو خیابون بکشی



یا مثلا با مردا دست بدی و با حکومت مخالف باشی

پس اگر تمام این هارو داشته باشی روشنفکری حالا

سواد هم نداشته باشی



اشکال نداری بهمن که میکشی پس حتما روشنفکری

متاسفانه این قشر بسار فاسد خودشون رو دانای کل

میدونن و فک میکنن


با سیگار بهمن و فیلم های هنری میشه جامعه رو تغییر

داد



غافل از اینکه هیچ جایگاهی در بین مردم ندارن

فقز امیدوارم این قشر که خودشون رو از مردم جدا

میدونن اصلاح بشن


قشری که حتی انقد خودشون رو عاقل میدونن که

بعضی وقتا پیامبر و



امامان رو نهی میکنن


امیدوارم این افراد فاسد ریششون از جامعه کنده بشه


یا علی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط سالار همتی



                                                         به نام خدا


پروژه های شهید سازی بعد از انقلاب اسلامی


توسط گروه های منافق و ضد انقلاب کلید خورد.


به طوری که هر شخصی از آن گروه ها حتی اگر بر اثر


بیماری میمرد آن را شهید میخواندند.


اما ما میخواهیم شهید سازی های گروه های مختلف را


بعد از انتخابات 88 بررسی کنیم.


بعد از انتخابات سال 88 حنبش سبز،دست به تجمعات

غیر قانونی و اعتراضی زد.


اما این تجمعات جز آتش زدن سطل های زباله

وشکستن شیشه های مغازه ها وتخریب اموال عمومی

نفعی نداشت


اما دراین بین عده مانند:خانم آقا سلطان و آقای اعرابی

و...

به طرز مشکوکی کشته شدند که به آنها لقب شهید

دادند


اما آنهایی که به این افراد لقب شهید دادند از خود

نپرسیدند که خانم اقا سلطان با معلم موسیقی خود در

آنجا چه میکرد؟


آیا میتوان به خانمی که دست در دست معلم موسیقی

عزیزش به خیابان ها میآید و لقب شهید داد؟


بنده عکسی هایی از ایشان دارم که از قرار دادن آنها

در این وبلاگ شرم دارم


آیا همچین افرادی لیاقت نام شهید را دارند؟


کسی که تا چند روز قبل از مرگ در مهمانی های

شبانه به رقص و پایکوبی مشغول بوده و به طرز

مشکوکی در خیابان کشته میشود


لیاقت یدک کشیدن نام شهید را ندارد.


شهیدان ما امثال همت و... هستند که افتخار ما

هستند نه کسانی مانند اعرابی و آقا سلطان.


عزت الله سحابی درگذشت و دخترش در روز تشییع

جنازه پدر بر اثر حمله قلبی جان به جان آفرین تسلیم

میکند.


به او هم لقب شهید میدهند،اما چیزی که انسان را

میسوزاند این است که چون او را شبانه  به خاک

سپرده اند میگونند زهرای ثانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اما جالب اینجاست کسانی این ها را مطرح میکنند که

رنج هایی که به حضرت زهرا گذشت را قبول

ندارند!!!!!!!!!!!!


متاسفانه بعضی ها هر فرد فاسد و مفسدی را شهید

میخوانندو چیزی که اصلا نمیشود تحمل کرد


این است که هر ننه قمری را حضرت زهرا میخوانند


هر زنی را زهرایی خواندان خطاست


حضرت زهرا ذلیل و خار نیست


از زنان کوچه و بازار نیست


چند روز بعد بی بی سی فارسی،اعلام میکند که هدی

صابر


در اعتراض به مرگ مهندس سحابی،سکته قلبی کرد و

درگذشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


هدی صابر هم در گذشت اما متاسفانه جنبش منحرف

سبز


به او هم لقب شهید میدهد،کسی که به گفته

خودشان سکته کرد


و حال بایدمنتظر بود و دید که چه شهیدی جدیدی ساخته میشود!!!!!!!


اما متاسفانه این شهید سازی ها ادامه دارد اما از تنها

گروهی


که انتظار نمیرفت همچین کاری بکنند،دراویش گنابادی

بودند،که متاسفانه آنها هم به این کار روی آوردند


یا علی








نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط سالار همتی



                        حق با اقلیت است!!!!!!!!!!!!!!!!


سلام


تا اونجایی که ما شنیدیم تو هر مملکتی حرف اول و


آخر رو اکثریت میزنن ولی تو کشور ما اقلیت(جلبک های سبز)


که اقلیت هم نیستند به زور میخوان حرفشون رو به کرسی بشونن


تازه خوبه هیچکس هم اینارو حساب نمیکنه مثلا فراخوان


راهپیمایی میدن هیچکس نمیره اونوقت تو رسانه هاشون میگن


نیروهای امنیتی زیاد بودن ولی بر عکس اونا زیاد نیستن شما کم هستید


یا علی مددمنتظر نظراتتون هستم





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم تیر 1390 توسط سالار همتی